کمال حسینی*

چگونه می شود که مسولان ستاد خبری سنندج، پیش از مراجعه به پزشکی قانونی به همراه خانواده ی دانشجو و یا حداقل نشان دادن جسد ابراهیم به خانواده اش و انجام مراسم های تشییع و تدفین، اقدام به دفن او می نمایند آنهم بدون حضور حتی پدر و مادرش؟
برای مرگ ابراهیم لطف الهی، دانشجوی بازداشتی، در سه شنبه ۲۵/۱۰/۱۳۸۶
عصر روز پنج شنبه برای انجام کاری بیرون رفته بودم، در راه برگشت، سرما آنچنان آزارم می داد که ناگزیر قبل از رسیدن به خانه، به فکر افتادم که جایی را پیدا کنم تا خود را کمی گرم کنم، چون به خانه هم اگر می رسیدم فایده ای نداشت زیرا که در خانه گازمان از صبح قطع شده بود. با همین فکر راه می رفتم که کافی نتی را سر راهم دیدم، بدون تأمل وارد شدم تا هم خود را گرم کنم و هم سری به چند سایت بزنم. در حالیکه می رفتم تا بر پشت دستگاهی که خالی بود بنشینم، متوجه شدم که کافی نتیها هم از قطعی گاز و سرما می نالند. به هر جهت ماندن در آنجا و بازدید از چند سایت را بر سرمای بیرون ترجیح دادم و مشغول شدم. انگشتانم تحت تأثیر سرما به سختی می توانستند شستی های روی صفحه کلید را برای تایپ آدرس صفحات وب بفشارند. هنوز سرما از "تنم" در نرفته بود که "جانم" نیز به لرزه افتاد، و اینبار نه به خاطر سرمای هوا بلکه از فرط سردی خبری که گویا چند دقیقه ای بود روی پیشخوان سایتها آمده بود. خبری با این عنوان: "ماتمی دیگر برای جنبش دانشجویی: مرگ مشکوک ابراهیم لطف الهی، دانشجوی بازداشتی، در سنندج".
با دیدن این خبر دیگر توان ماندن در چهار دیواری کافی نت را نداشتم، مایل بودم که در فضایی باز هر چند سرد، خلوت گزینم. در حالیکه پیاده روهای سرد و یخ زده را با اندوه و افسوس طی می کردم، مرگ های مشابهی از این دست را با خود مرور میکردم؛ مرگ مشکوک فعال دانشجویی اکبر محمدی و نیز مرگ در حین بازداشت دکتر زهرا بنی عامری. در این هنگام به فکر افتادم که صحت خبر و جزئیات حادثه را از دوستان دانشجویم در سنندج جویا شوم، که البته آنان همگی وقوع خبر را تأیید کردند. همچنین برای اطمینان بیشتر از دوست بزرگوارم دکتر نیکبخت، که وکیل خانواده این دانشجو هم هستند، چگونگی وقوع حادثه را پرسیدم. که ایشان اینگونه توضیح دادند:
"ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی ترم 5 رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج، به دستور شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد از خروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه 16 دی ماه 1386 بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. خانواده وی روز چهارشنبه گذشته موفق به دیدار با وی شدند. اما از آن تاریخ به بعد علیرغم پیگیری ها و مراجعات مکرر خانواده او به نهادهای ذیربط از مکان نگهداری و دلیل بازداشت وی هیچ اطلاعی به خانواده اش داده نشده است. بعد از گذشت 9 روز از بازداشت نام برده، شب سه شنبه، 25 دی ماه، از اداره ستاد خبری سنندج به خانواده این دانشجو اطلاع می دهند که پسرشان خودکشی کرده و برای گرفتن جنازه او به گورستان سنندج مراجعه کنند. به دنبال سخنان مسئول مربوطه در ستاد خبری، آنان ساعت 7 بعدازظهر به محل گورستان می رسند که در آنجا با چندین اتومبیل نیروی انتظامی و تعداد قابل توجهی مأمور مواجه می شوند. مأموران به آنها می گویند از ساعت 6 بعد از ظهر تا 7 صبح امکان دفن وجود ندارد و شما فردا صبح مراجعه کنید. در جریان این مراجعه، اجازه دیدن جسد هم به خانواده این دانشجو داده نشده است. صبح روز 26 دی ماه قبل از ساعت 7 صبح، خانواده لطف اللهی بار دیگر به گورستان مراجعه می کنند، اما به آنها گفته می شود که فرزندشان شب گذشته دفن شده و قبر را به آنها نشان می دهند و همان روز هم، قبر را سیمانکاری می کنند". در ادامه دکتر نیکبخت افزود: "تلاش می کنم که برای کالبدشکافی، حکم نبش قبر ابراهیم لطف الهی را بگیرم".
پس از شنیدن سخنان دوستان دانشجو و دکتر نیکبخت، به خود گفتم که به حقیقت خبرهایی از این دست تن و جان هر انسانی و به ویژه هر دانشجویی را به لرزه می اندازد، برای لحظه ای این باورم شد که امنیت به مراتب لازم تر از رفاه و آسایش است. یعنی تحمل سرما و قطعی گاز بسی بهتر از جان سپردن بدین شیوه است، اینجا بود که با وجود سرمای شدید و قطعی گاز در آن روز عبارت؛ "گاز نه امان آری" حتی برای لحظه ای از ذهنم دور نمی شد. چرا که این راستی تلخ چندی است تکرار می پذیرد، و همین خود سبب نگرانی را تشدید میکند. علاوه بر اینکه واقعه هایی اینچنین نه تنها حیات انسانی را به خطر می اندازند بلکه اساسا امری غیرقانونی و مضموم را بر آن تحمیل می کنند و همچنین فضای جامعه و دانشگاه را در وحشتی مضاعف فرو می برند که متعاقب آن دانشجوی معترض و آزاداندیش ما به سکوت و انفعال و جزم اندیشی روی می آورد. از همین رو در اینجا ذکر چند نکته ای به نظر لازم آمد؛
· بر طبق اصل 32 از قانون اساسی، ادامه یافتن بازداشت ابراهیم لطف الهی بیش از یک روز آنهم در بازداشتگاه اطلاعات، بدون ابلاغ و تفهیم اتهام و نیز ممانعت از ارجاع پرونده ایشان به مراجع صالح قضایی، غیر قانونی بوده است.
· بر طبق بند ششم از اصل 2، بندهای هفتم و چهاردهم از اصل 3، اصل 23 و اصل 37 از قانون اساسی، که همگی بر حفظ و پاسداری از کرامت و ارزش والای انسانی و تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی و ایجاد امنیت قضایی عادلانه و منع تفتیش عقیده و رعایت اصل برائت تأکید دارند، بازداشت نامبرده و ادامه آن، غیر قانونی بوده است.
· بر طبق ادعای مسولان ستاد خبری شهر سنندج مبنی بر خودکشی ابراهیم لطف الهی، گفتنی است که ایشان قبل از بازداشت، با خواست و علاقه خویش در جلسه امتحان آن روز حاضر شده اند. که این خود نشان می دهد ابراهیم علاقه و اشتیاقی برای ادامه تحصیل و نیز ادامه زندگی در آن زمان داشته است، حال چگونه است که با سپری شدن فقط 9 روز از زمان بازداشت، ایشان به یکباره از همه خاطرات و تعلقات خویش دست می شوید و در شرایطی که در بند و زیر نظر و تحت کنترل مسولان بازداشتگاه می باشد، دست به چنین اقدامی می زند؟
· به فرض قبول ادعای مزبور مسولان ستاد خبری، چرا آنان از خبر دادن به خانواده این دانشجو و نیز نشان دادن صحنه حادثه به آنان یا به یکی از بستگان نزدیک ابراهیم لطف الهی خودداری کرده اند؟
· چگونه می شود که مسولان ستاد خبری سنندج، پیش از مراجعه به پزشکی قانونی به همراه خانواده ی دانشجو و یا حداقل نشان دادن جسد ابراهیم به خانواده اش و انجام مراسم های تشییع و تدفین، اقدام به دفن او می نمایند آنهم بدون حضور حتی پدر و مادرش؟
با ذکر همه این موارد بدیهی است که مرگ ابراهیم لطف الهی، دانشجوی بازداشتی، طبیعی نبوده و ضمن اینکه ادعای اقدام به خودکشی نامبرده از طرف مسولان ستاد خبری شهر سنندج، غیر قابل قبول می باشد، امیدواریم که رسیدگی مراجع صالح قضایی به این پرونده تا رسیدن به نتیجه مطلوب و روشن شدن حقیقت ادامه یابد. زیرا تنها در این صورت است که دستگاه قضایی ما می تواند برابر اصل 156 قانون اساسی، استقلال رأی و مردمی بودن خود را به اثبات برساند.
لازم به ذکر است در همین رابطه صبح امروز از طریق دوستان سنندجی باخبر شدم که؛ "مجلس ختم ابراهیم لطف الهی روز دوشنبه یکم بهمن ماه از ساعت 3 الی 6 بعدازظهر در مسجد ادب سنندج، از طرف تعدادی از دانشجویان و دوستان آن مرحوم، برگزار می گردد. لذا به همین مناسبت از تمامی دوستداران آن مرحوم، نهادها و تشکل های مدنی و دانشجویی، و همه آنهایی که به نحوی حامی حقوق بشر و جنبش دانشجویی در ایران هستند، خواسته شده است که با حضور در آن مراسم و یا ارسال پیام تسلیت جهت قرائت در مراسم، همبستگی خود را با خانواده و دوستان ابراهیم لطف الهی اعلام نمایند".

شب گذشته ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیاه نور سنندج زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شد.