تبليغاتX
"یه‏کگرتن"

"یه‏کگرتن"

تریبوونی خوێندکارانی کورد

 

                 نسبت به دستگير شدن چند تن از دانشجويان فعال حقوق بشر
 

هرگز از مرگ نهراسيده ام

اگرچه دستانش از ابتذال شكننده تر بود

هراس من-باري- مردن در سرزميني ست

كه مزد گوركن

از بهاي آزادي آدمي افزون باشد

چنانچه شاهد بوديم، روز 18 آذر به مناسبت روز دانشجو، تجمعي با مشاركت دانشجويان مستقل كرد و  دفتر تحكيم در دانشگاه تهران برگزار شد. در اين تجمع اعتراض آميز، نسبت به مسائل جاري كشور و فضاي رعب و وحشت حاكم بر دانشگاهها كه نتيجه سياست هاي به اصطلاح دولت عدالت  محور مي باشد، طيف هاي مختلف دانشجويي اعم از كرد و فارس و...شركت داشته و به ايراد سخنراني پرداختند. متاسفانه هنوز مراسم به پايان نرسيده بود، نيروهاي اطلاعات  كه در كمين دانشجويان نشسته بودند، اقدام به دستگيري عده اي زيادي از دانشجويان نمودند و متاسفانه از روز دستگيري تا كنون هيچ اطلاعي از وضعيت آنها در دست نيست و هيچ ارگان اطلاعاتي و امنيتي حاضر به پاسخگويي ، حتي به خانواده هاي آنها نبوده است.

دردناك تر از آن  اين بود كه فرداي همان روز برخي از نشريات وسايت هاي «معلوم الحال» با نسبت دادن افتراهاي ناروا به منظور تحريف واقعيات و پاك كردن صورت مسئله، تعدادي از دانشجويان كرد را كه در اين تجمع سخنراني كردند به عامل نفوذي، تجزيه طلب ، تروريست و دهها افتراي ديگر متهم كردند. ما دانشجويان وظيفه خود مي دانيم براي روشن شدن افكار عمومي، واقعيتهاي امر را بيان و به اطلاع همگان برسانيم.

چندين تن از دانشجويان دستگير شده كه به ناروا مورد تهمت و افترا قرار گرفتند به شرح ذيل مي باشند.

سهراب كريمي : دانشجوي كارشناسي ارشد علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز، متولد شهرستان قروه ، استان كردستان

جواد عليزاده: دانشجوي كارشناسي ارشد حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبائي متولد شهرستان رودسر ، استان گيلان

فرشاد دوستي پور: دانشجوي كارشناسي مهندسي مكانيك  د انشگاه بوعلي همدان، متولد شهرستان ايلام

محمد صالح ايومند: دانشجويي كارشناسي علوم سياسي دانشگاه تهران، متولد شهرستان مريوان، استان كردستان

نامبردگان در روز 18 آذر با مبنا قرار دادن منشور حقوق بشر و ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، كه دولت جمهوري اسلامي ايران جزء اولين كشورهاي امضاء كننده اين پيمان ها مي باشد، به ايراد سخنراني پرداختند و از حقوق پايمال شده مردم كرد و ديگر مردم  اين مرزو بوم به عنوان دانشجويان بيدار و مدافع حقوق بشر سخنراني كردند و خواهان احقاق حقوق پايمال شده بودند. لازم به ذكر است اين دانشجويان صرفاً در مقام دانشجو و بدون وابستگي به حزب يا گروه خاصي كه اثبات آن« اظهر من الشمس» مي باشد، در اين تجمع حضور يافتند. اما متاسفانه نشريات يالثارات، كيهان و برخي از سايتها بدون هيچ مدرك و سندي به منظور تحريف واقعيت و منحرف كردن افكار عمومي و پاك كردن صورت مسئله نقض حقوق بشر در كردستان، نامبردگان را عاملان نفوذي ، تجزيه طلب و تروريست معرفي كرده اند كه از شمال عراق وارد كشور شده اند. ما دانشجويان ضمن محكوم كردن نمودن چنين اقدامات غير انساني ، خواهان آزادي بدون قيد وشرط اين دانشجويان بوده و از تمامي وجدانهاي بيدار درخواست مي نماييم كه نسبت به اين مسئله سكوت نكرده و حمايت خود را از دانشجويان در بند اعلام نمايند.


دانشجويان كرد دانشگاههاي تهران

تاريخ 27/9/86

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 16:37  توسط   | 

 

کمال حسینی*

باید بپذیریم که انتقاد و اعتراض و اجتماع طبق قانون از حقوق اولیه هر انسانی است و از یاد نبریم که سالهاست چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن دانشجویان بیشتر از همه اقشار جامعه از این حق قانونی بهره برده اند. چون اساسا جان دانشجو شرایط سکون و ایستایی را تحمل نمی کند و خوی و خصلت دانشجو بودن، معترض بودن است.

این یادداشت در شماره ۴۰ دو هفته نامه "هاوار" ۲۴/۹/۱۳۸۶ چاپ شده است.

برای مای ایرانی برگزاری مراسم های سالیانه تحت عناوین مختلفی چون: روز زن، روز معلم، روز کارگر و ... به خاطر تقدیر و ارج نهادن به مقام و منزلت آنان و نیز یادآوری نقش و کارکردشان برای جامعه، رسمی است نه عاریتی و نه بیگانه با فرهنگ مان، بلکه عجین و آمیخته با آن. و برای این منظور چه بسیار بوده که دولتی ها هم دست به کار شده اند و جامعه را در این امر مهم همراهی کرده اند. در همین راستا بیش از نیم قرن است که در سالنامه ما ایرانی ها، 16 آذر به نام "روز دانشجو" نوشته شده است. فارغ از تاریخچه و چگونگی نام نهادن این روز بدین نام، می خواهم در این رابطه باب موضوعی دیگر را برای شما مخاطبان باز کنم، که می خوانید؛

چند صباحی است که دولتیان رسم زمانه را بر هم زده و در سالگردها و مناسبت ها، نه تنها به برپایی چنین مراسم هایی در جامعه یاری نمی رسانند، بل آنکه در صدد برهم زدن آنند و به جای تقدیر و تشویق نیز به ترعیب و تهدید عاملان و برگزارکنندگان این مراسم ها دست می زنند. که موجب تاسف و تعجب همگان گشته اند. در چنین روزهایی است که ما شاهد یورش و ضرب و شتم و حتی بازداشت زنان و معلمان و کارگران و دیگرانی هستیم که گاه به جای پاسداشت و بزرگداشت، با ناملایمتی ها و نا مهربانی هایی مواجه می شوند و از آنان جوری دیگر قدردانی به عمل می آید.

در روزهای اخیر به مناسبت گرامیداشت "روز دانشجو" نه تنها برای اینان مراسمی تدارک ندیدند بلکه آنجا که دانشجو می خواست خویش خود را پاس دارد و نقش و جایگاه و وضعیتش را برای جامعه تبیین نماید، دیگر بار از طرف دولتی ها مورد هجمه و بی مهری و در نهایت بازداشت قرار گرفت. گویا دولتی ها خواستند در جایی دنج و آرام هر چه خودمانی تر از این دوستان پذیرایی کنند و مراسمی با شکوه برایشان تر تیب دهند در "اوین".

اما نه، گویی اینبار برای این "منتقدین جوان" بد خوابی دیده اند و به جای مدارا و زیستنی مسالمت آمیز با آنان و آماده کردن این ثروت های عظیم برای سازندگی کشور در آینده، می خواهند که آنان را از خود برانند. چون اینبار اینان را نه منتقد یا معترض و یا اخلالگر و آشوبگر بلکه حتی "ضد انقلاب" نام داده اند. این نام را روزنامه ای حامی دولت که اخیرا نیز نشان "روزنامه منتقد منصف" را از دست دولتمردان کشورمان دریافت کرده است، برای دانشجویان تیتر کرده بود؛ با این عنوان "تجمع 200 نفره ضد انقلاب در دانشگاه تهران". برای این روزنامه سرکوب و تهدید و ترعیب بس نبود که به تهمت و افترا و هتک حرمت هم روی آورده اند!؟

این روزنامه در زیر همین عنوان طی اطلاعیه ای آورده است: "افراد دستگیر شده توسط گروهی از معاندین نطام و جریانات سیاسی انحرافی از شهرهای مختلف فرا خوانده شده بودند تا ضمن راه اندازی اجتماع غیر قانونی در گیری ایجاد کنند و فضای علمی و فرهنگی دانشگاه را به آشوب بکشانند."

در اینجا ذکر چند نکته ضروری است:

·         دانشجویانی که در شعارهایشان بارها تاکید کرده اند؛ "ما دخالت خارجی را برنمی تابیم"، حال چگونه به فراخوان گروهی معاند نظام لبیک میگویند و در مراسمی که برای گرامیداشت خودشان است دعوت کسانی دیگر را می پذیرند!؟

·         اگر منظور از "شهرهای مختلف" سایر شهرهای ایران است، به نظر نمی رسد که آمدن دانشجویان از این شهرها برای تجمعی که مربوط به خودشان است چندان جای ایراد باشد چون که ذات چنین مناسبت هایی اتحاد، همدلی و با هم بودن است. و اما گمان نمی کنم که از شهرهایی خارج از مرزهای ایران برای چنین مراسمی کسی حاضر باشد بیاید! تازه اگر هم همچون تصوری صحیح باشد، نیروهای نظامی و امنیتی ما مگر نباید قبل از رسیدن آنان (200 نفر ضد انقلاب) به مرکز، مانع ورودشان می شدند؟

·         در مورد " اجتماع غیر قانونی" دانشجویان هم، همین کافی است که توجهی داشته باشیم به فصل حقوق ملت در قانون اساسی : "تشکیل اجتماعات و  راه پیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است." (اصل بیست و هفتم)

مگر اینکه ما بخواهیم به هر نحوی تجمع دانشجویان ایرانی و مسلمان را در دانشگاهی ایرانی و اسلامی به مناسبت برگزاری سالروز خودشان، اقدامی غیر قانونی و غیر شرعی قلمداد کنیم!    

همین روزنامه در ادامه متن این اطلاعیه نوشته است: " آشوبگران از قبل اقدام به تهیه تیر و کمان، جمع آوری سنگ و ساخت نارنجکهای صوتی قوی نموده بودند و از دستگیر شدگان مقادیر قابل توجهی نشریات موهن، کتب ضاله، اعلامیه های حاوی توهین به مقدسات و مشروبات الکلی کشف و ضبط شده است."

و باز هم ذکر چند نکته ای ضروری است:

·         اگر از آوردن نام "آشوبگران" بدون تامل بگذریم! می رسیم به "تیر و کمان"؛ از یاد نبریم که در این زمانه برای آشوبگران استفاده از سلاح های جدید به مراتب آسان تر از "تیر و کمان" است. چون هم تهیه و بکارگیری و حمل آن راحت تر از "تیر و کمان" است، هم آثار و نتایج آن و هم سرعت عمل آن.

·         جالب است که اخیرا دانشجویان عزیز، درس و مشق را ول کرده و فارغ ار هر دانشی و پژوهشی، صرفا به خرابکاری روی آورده اند و تمام وقت خود را در دانشگاه گذاشته اند بر روی جمع آوری سنگ و ساخت نارنجک و نوشتن نشریات موهن و ...!

·         نکته دیگر اینکه؛ اگر تمام ادعاهای مذکور را بپذیریم، باور کردنی نیست که آشوبگران با هدف به آشوب کشاندن جایی، با خودشان مشروبات الکلی حمل کنند! چون این نه تنها به آنها در رسیدن به هدف شان کمک نمی کند بلکه تا حدودی برای آنها اسباب زحمت و دردسر را نیز فراهم می نماید.قابل تامل اینکه: "هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد".

باید پرسید که؛ چرا همه اتهامات و جرایم یکجا و یکباره، از باده گساری گرفته تا بر هم زدن نظم و اغتشاش و از اخلالگری و آشوبگری گرفته تا ضد انقلابی بودن باید از این جوانان که همگی بزرگ شده این آب و خاک هستند، سر بزند؟ مگر نه این است که همه اینان دست پرورده این جامعه و این مسولین هستند، پس چرا؟ آیا در شرایط کنونی و با وضعیت موجود ایجاد اینچنین فضایی، به مصلحت و منفعت جامعه ماست؟ مجموعه این برخوردها با این قشر حساس و آسیب پذیر جامعه، چه عواقبی به همراه دارد؟

لازم است بیاندیشیم که هزینه، فایده این قضایا در جامعه ما چه خواهد بود و عواقب این کارها به کجا ختم می شود. امید که هنگامی به جواب این سوالات اندیشه می کنیم و آن هنگامی که آنها را مورد ارزیابی قرار می دهیم، دیر نشده باشد. باید بپذیریم که انتقاد و اعتراض و اجتماع طبق قانون از حقوق اولیه هر انسانی است و از یاد نبریم که سالهاست چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن دانشجویان بیشتر از همه اقشار جامعه از این حق قانونی بهره برده اند. چون اساسا جان دانشجو شرایط سکون و ایستایی را تحمل نمی کند و خوی و خصلت دانشجو بودن، معترض بودن است.

* www.kamalhoseini.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 1:59  توسط   | 

کمال حسینی*

ماده اول اعلامیه ی جهانی حقوق بشر: "تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق باهم برابرند. همه دارای عقل و وجدان هستند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند".

این یادداشت حدود پنج سال قبل در پیش شماره اول هفته نامه "به ره و ئازادی" (بسوی آزادی) که تحت سرپرستی اینجانب بود، در تاریخ 13/11/1381 به چاپ رسیده است. "به ره و ئازادی"؛ ویژه نامه ای از هفته نامه "احرار" بود (نشریه شمالغرب کشور) که 3 پیش شماره از آن در شهرهای کردنشین (بوکان، مهاباد، سردشت، پیرانشهر، سقز و بانه) منتشر و سپس توقیف شد. حال همین یادداشت را به مناسب "روز جهانی حقوق بشر" برای شما مخاطبان عزیز در وبلاگ "گذرآزادی" درج کرده ام که از نظرتان می گذرد؛

یکی از عواملی که موجب عدم تحقق آزادی و عدالت در شکل کلان آن شده است، این است که دموکراسی هنوز  از حیطه حکومت ها تجاوز نکرده و به عرصه دیگر زندگی انسان تسری نیافته است. به طور مثال ممکن است  سیاست مداری دموکرات، در زندگی شخصی خود یک دیکتاتور باشد. چه بسیارند که دم از آزادی و مردم سالاری می زنند ولی گاها در زندگی شخصی به لحاظ منافع و مصالح، بر فکر خویش لگد زده و زورگو می شوند.

آن مهم در صورتی تحقق خواهد پذیرفت که جامعه چون یک واجب عینی از درون نظام مند، قانونمند و خردمند شود. برای عبور از گذرگاه تاریخی فعلی باید به اجزا و بطن مناسبات اجتماعی وارد شویم. و از تمام آنچه که ساختاربندیها را بوجود می آورد هویت سازی کنیم. باید اجازه داده شود که تمام اقشار جامعه اعم از محروم، متوسط و سرمایه دار، به طور طبیعی حزبی بوجود آید. ممکن است در آعاز تصادم های شدیدی نیز میان احزاب بوجود آید، اما در نهایت یک تعامل طبیعی، اجتماعی حاصل خواهد آمد گرچه وضعیت موجود، مطلوب نبوده و تا رسیدن به وضعیت آرمانی فاصله  زیادی دارد اما هیچگاه ناامیدی کامل ایجاد نخواهد شد.

با نگاهی اجمالی به تاریخ چندین هزار ساله بشری در می یابیم که بشر همواره رویای استقرار آزادی و عدالت در پهنه گیتی را در سر داشته است به گونه ای که در همه ادیان و مکاتب انعکاس این آرمان متعالی را می توان دید. با ورود به هزاره جدید ما سوگمندانه شاهدیم که "عدالت مرده است" و از حقوق بشر جز نامی خشک و بی روح باقی نمانده است. در حقوق بشر، مجموعه امتیازاتی دارای مضمون و مفهوم والای انسانی وجود دارد که هر انسانی صرف نظر از هر گونه وابستگی دینی، نژادی، جنسی و مانند آنها و حتی با صرف نظر کردن از میزان قابلیت ها و صلاحیت های فردی و بدون توجه به اوضاع و احوال متغیر اجتماعی، از آن برخوردار است، این حقوق عبارتند: از حق حیات، حق داشتن شخصیت حقوقی، حق آزادی بیان و عقیده و انتخاب، مصونیت از شکنجه و مجازات یا رفتار ظالمانه و ... و هر عمل عامدانه ای که ناقض این حقوق باشد، ظالمانه است و از مصادیق نقض حقوق بشر به شمار می رود از همین روی مفهوم عدالت در تعالیم ادیان و مکاتب از جایگاه خاصی برخوردار است و با وجود آنکه مفهومی برون دینی است، همه ادیان بدان توصیه نموده اند، بطوری که می توان گفت گوهر دعوت ادیان، توجه به کرامت انسان و عدالت است.

آزادی نیز یکی از والاترین ارزشهای انسانی است که از دید تدوین کنندگان منشور حقوق بشر مخفی نمانده است. هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند آزادی کسی را سلب کند تنها چیزی که شایستگی تحدید آزادی را دارد، عدالت است عدالت آنچنان ارزشمند است که جزء یکی از اصول پذیرفته شده همه مکاتب قرار گرفته است، چرا که بقای اجتماعات انسانی و تضمین سعادت انسانها در گرو تحقق عینی عدالت است و فلسفه ظهور ادیان چیزی جز سعادت انسانها نیست.

* www.kamalhoseini.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 1:33  توسط   | 

 

"بژی بزووتنه‏وه‏ی خوێندکاری کوردی"

دوێنێ یه‏کشه‏ممه 18ی سه‏رماوه‏زی 1386ی هه‏تاوی ، له خۆ‏پێشاندانێک‏دا که به بۆنه‏ی ساڵرۆژی 16ی سه‏رماوه‏ز ، رۆژی خوێندکار له زانکۆ تاران به‏رێوه چوو، کۆمه‏ڵێکی زۆر له خوێندکارانی کورد تێیدا به‏شداریان کرد . له‏م خۆ پێشاندانه‏دا خوێندکارانی کورد به دروشم گه‏لی وه‏کوو : کوردستان کوردستان گۆرستانی فاشیستان، یه‏کگرتن یه‏کگرتن سه‏رکه‏وتن سه‏رکه‏وتن ، یا سه‏رکه‏وتن یا سه‏رکه‏وتن ، هه‏تا کوردێک بمێنێ کوردستانیش ئه‏مێنێ ، پێشه‏وا پێشه‏وا رێگات درێژه‏ی هه‏یه  و  هه‏ر وه‏ها به خوێندنه‏وه‏ی سروودی ئه‏ی ره‏قیب و سروودی ئه‏ی شه‏هیدان هاوکات له گه‏ڵ باقی خوێندکاران رق و قینی خۆیان دژ به کۆماری ئیسلامی ده‏ربڕی . له‏و خۆ پێشاندانه‏دا خوێندکارانی کورد به به‏ده‏ست گرتنی پلاکارتی زیندانیانی سیاسی کورد ، خوازیاری ئازاد بوونی سه‏باح نه‏سری ، هیدایه‏ت غه‏ززالی ، یاسر گولی ، سه‏دیق که‏بوود وه‏ند ، عه‏دنان و حه‏سه‏نپوور ، هیوا بووتیمار ، رووناک سه‏فارزاده و باقی زیندانیانی سیاسی بوون.

                                                                       

 

  

    

    

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 17:57  توسط   | 

 

16 آذر


روز دانشجو گرامی باد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 16:59  توسط   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 23:58  توسط   | 

کمال حسینی 

 

 

اگر "کامران نجف زاده" به جای گپ زدن و "گفتگویی خودمانی" با "حداد عادل"، از او می پرسید که برای اینکه شهرهای ما دوباره "بم" نشوند، مجلس چه "فکری" کرده است؟ شاید پاسخ های "حداد عادل"  گونه ی دیگری می شد.

 

برای زلزله تبریز : در شنبه 10/9/1386

 

لحظاتی پس از پخش سخنان "عادلانه" حداد عادل در برنامه " تفسیر21 " سیمای پایتخت، که از "پاک بودن 90 درصد نمایندگان مجلس هفتم" و تاثیر آنها بر "تثبیت قیمت های بازار و مهار تورم" و خلاصه "عملکرد مثبت" خودشان و دولت نهم می گفت، ناگهان ثبات و آرامش " تبریز"، از "زلزله" ای 6/4 ریشتری در 22:15 به هم خورد!

همین  کافی بود تا مردم در تبریز، همه گرانی ها و تورم و مثبت و منفی بودن عملکردهای نمایندگان و دولتمردان و ... را به فراموشی بسپارند و خانه و کاشانه را ول کنند و برای نجات جانشان، سراسیمه و نگران، در این سرمای آذرماه به خیابان ها و پارک ها پناه ببرند.تا که شبی سرد و مخوف را به اجبار در انتظار پس لرزه های سپیده صبح  چون "بم" در چادرها و ماشین هایشان روز کنند.

اگر "کامران نجف زاده" به جای گپ زدن و "گفتگویی خودمانی" با "حداد عادل"، از او می پرسید که برای اینکه شهرهای ما دوباره "بم" نشوند، مجلس چه "فکری" کرده است؟ برای اینکه خسارات ناشی از حوادث غیر مترقبه را به حداقل برسانید، و هر ساله هزاران "بم "ی بی خانمان نشوند، چه "اندیشه" کرده اید؟ و برای اینکه مردم اینچنین شب را در سرما و باران وحشت زده بیرون نگذرانند، چه چاره جسته اید؟ و چه ساز و کارهایی برای مقابله با زلزله از بعد حادثه "بم" اتخاذ کرده اید؟ شاید پاسخ های "حداد عادل"  گونه ی دیگری می شد.

البته بنده واقفم که در بسیاری از موارد بلایای طبیعی قابل پیش بینی نیستند و البته نقد مذکور هم از این جهت نیست که آقایان، چرا وقوع حادثه را خبر نداده اند! بل اینکه بعد از وقوع "بم" چه به دست آورده اند و چه تدبیر کرده اند؟ از خسارات آن چه درسی گرفته اند و چه مشقی داده اند؟ یا که برای وقوع "بم"ی دیگر دست روی دست گذاشته اند!

گفتنی است که آقای "حداد عادل" در پایان این گفتگو که به مناسبت "روز مجلس" بود، به همه توصیه کرد که: "فکر کنند".ایشان گفتد: "فکر و اندیشه، بزرگترین نعمت است. و اگر انسان بتواند آن را در اختیار خود داشته باشد، دیگر به چیزی نیاز ندارد."

امیدوارم مسولان کشور ما از این "نعمت بزرگ؛ اندیشیدن" به خوبی برای این سرزمین استفاده کنند و دیگر ما شاهد بی خانمان شدن هیچ هموطنی نباشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 20:41  توسط   | 

علیه‌ اعدامجایزه آزادی مطبوعاتی ایتالیا در مراسمی با شکوه در محل شهرداری «سی ينا» در ايالت توسکانیدر  ایتالیا به عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار روزنامه نگارن کرد محکوم به اعدام اهدا شد.

این جایزه روز گذشته سی ام نوامبر در مراسمی با شکوه به خانم " لیلی حسن پور" خواهر عدنان و آقای هادی بوتیمار برادر هیوا به نيابت اين دو خبرنگار زندانی اعطا شد.

جايزه آزادی بيان ايتاليا به خبرنگاران و يا فعالين اجتماعی که برای آزادی بيان مبارزه کرده باشند تعلق می گيرد.

استفانو مارچلی، بنيانگذار سازمان غير دولتی اطلاع رسانی و امنيت خبرنگاران « ISF» که مديريت اين جايزه را نيز عهده دار است اعلام کرده بود: "دليل اول انتخاب اين دو خبرنگار برای دريافت اين جايزه مخالفت ما با مجازات اعدام است."

مارچلی گفته بود: "ما به ويژه مخالف صدور اين چنين حکم غير انسانی برای کسانی که به دليل فعاليت های مطبوعاتی، اجتماعی و يا سياسی دستگير شده اند هستيم و به همين دليل عدنان و هيوا را برای دريافت اين جايزه که تنها جايزه خاص خبرنگاران خارجی ايتاليا است، برگزيديم."

استفانو مارچلی افزود: «تشديد سرکوب اقليت ها و به ويژه کردها در ايران در ماه های اخير يکی ديگر از دلايل انتخاب هيوا بوتيمار و عدنان حسن پوراست و ما از اين طريق می خواهيم همبستگی خود را نيز با کردهای ايرانی که تحت سرکوب شديد قرار دارند ابراز کنيم.»

عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار دو روزنامه نگار و فعال مدنی کرد که 11 ماه پیش از سوی نیروهای امنیتی ایران دستگیر شده بودند چهار ماه پیش از سوی دادگاه انقلاب شهر مریوان به اتهام محاربه با خدا به اعدام محکوم شدند.

صدور حکم اعدام برای فعالین کرد واکنشهای زیاد جهانی و منطقه ای را در پی داشت و سازمانهای مختلف جهانی از جمله اتحادیه اروپا خواستار نقض حکم اعدام آنها شد.

سازمان های بين المللی دفاع از حقوق بشر از جمله خبرنگاران بدون مرز، عفو بين المللی و سازمان اطلاع رسانی و امنيت خبرنگاران نيز اتهام جاسوسی که از دادگاه انقلاب به آنها وارد شده است را «بی پايه» دانسته اند.

دیوان عالی کشور پس از تجدید نظر حکم این دو  بنابه اعتراض وکلای آنها، حکم اعدام هیوا بوتیمار را نقض ولی همزمان حکم عدنان حسن پور را تائید کرد.

تائید حکم اعدام عدنان حسن پور مجدداً فعالیتهای کارزار جهانی دفاع از عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار را تشدید بخشید.

در این راستا قرار است 12 سازمان فرهنگی و مدنی در شهر پاریس در اعتراض به تائید حکم اعدام عدنان حسنپور ، امروز شنبه 2007.12.01راهپیمایی میکنند.

این سازمانها عبارتند از:
جمعیت کردهای مقیم فرانسه،گروه روزنامه نگاران بدون روزنامه،مرکز " هه بون"،مرکز فرهنگی احمد کایا،جنبش دمکراتیک یارسان،سازمان " چوار په ری زرین"،مرکز همصدایی با ملت کرد،سازمان هنرمندان نقاش کرد در فرانسه،جمعیت حمایت از کردهای ایران،کمیته حمایت از زندانیان سیاسی کرد،مرکز کردی فرانسه برای روابط فرهنگی ،انستیتو کرد فرانسه.

عدنان و هیوا هم اکنون پس از گذراندن دوره طولانی حبس در سلول انفرادی و اعتصاب غذای طولانی در اعتراض به حکم اعدام و شرایط نامناسب نگهداری و برخودر با آنها، در بند " نظام" در زندان عمومی سنندج بسر میبرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 17:33  توسط   |